مطالب خوف خوف و کودکانه
خدای مهربونم به جای اينکه بگذاری مردم بميرند و مجبور باشی آدمای جديد بيافرينی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمیکنی؟ من هميشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمیکنم. لازم نيست نگران من باشی. من هميشه دو طرف خيابان را نگاه میکنم. آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد! خدایا! کاری کن وقتی آدمها میخوان دروغ بگن یادشون بره! خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ خدای خوبم دعا میکنم اگه یه روز سیل اومد منو ماهی کنی تا نمیرم. خداجونم ای کاش خونه ما از جنس شکلات بود. خدای عزیزم واقعا کی دور کشورها رو خط میکشه؟ خدا جون چرا برف و بارون نمیاد آخه میترسم از تشنگی...
نویسنده :
مادر
13:29




