دُریس دُریس ، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره

دریس فرشته کوچولوی من

مطالب خوف خوف و کودکانه

خدای مهربونم به جای اينکه بگذاری مردم بميرند و مجبور باشی آدمای جديد بيافرينی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمی‌کنی؟ من هميشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمی‌کنم. لازم نيست نگران من باشی. من هميشه دو طرف خيابان را نگاه می‌کنم. آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ خدای خوبم دعا میکنم اگه یه روز سیل اومد منو ماهی کنی تا نمیرم. خداجونم ای کاش خونه ما از جنس شکلات بود. خدای عزیزم واقعا کی دور کشورها رو خط میکشه؟ خدا جون چرا برف و بارون نمیاد آخه میترسم از تشنگی...
18 آذر 1392

لبخند آسمانی

دخمل نازم تقریباً یک هفته ای می شد که با حضورت دنیای ما رو رنگین کرده بودی اما اون روز با اولین لبخند شیرین تو بود که فهمیدم شیرینتر از تو رو هنوز خدا در دنیا نیافریده امروز، لبخند بر لبان كسي نشست... كسي خوب... كسي كه مثل هيچ كس نيست... كسي كه لبخندهايش بوي طراوت باران وبهار دارد... و آن کس،‌کسی نیست جز دردانه قلب من خدایا به بزرگی و گرمی حضورت تمنا دارم هرگز لبخند را از لبان دخترم نگیر. آمین ...
18 آذر 1392