تربیت و روان شناختی کودک
اگه شما دوست عزیز هم برای اولین باره که مادر شدی و میخوای یه مادر نمونه باشی بد نیست که یه نیم نگاهی به این مطالب بندازی.
یک تا 2 سال: حدود 18 ماهگی کودک درمییابد که چند تایید اجتماعی وجود دارد. حالا وقت آن است که به کودک کمک کنید درباره احساسات و نگرانیهای دیگران فکر کند.
سلام و خداحافظی را یاد دهید: قبل از آنکه شروع به صحبت کند به او بیاموزید با دست سلام و خداحافظی کند. این اولین قدم در آموزش معاشرت با دیگران است. یک کار دیگر این است که هر روز صبح به او «صبح به خیر» بگویید.
مادامی که در حال خوردن هستید بنشینید:به جای اینکه به کودک اجازه دهید کل خانه را با میوهای که آبش همینجور میچکد قدم بزند به او یاد دهید تا زمانی که در حال خوردن است در صندلیاش بنشیند. در این سن کودکان توجه کمی به زمان دارند اما 10 تا 15 دقیقه ماندن در صندلی به آنها درس بزرگی میدهد. بنابراین شما هم باید مادامی که غذا میخورید پشت میز بنشینید. اگر او غذایش را پرت میکرد به او اجازه دهید بداند که این موضوع تبعاتی دارد. «فکر میکنم دیگه گرسنه نیستی اگر یه بار دیگه غذات را پرت کنی دیگر از خوراکی خوشمزه خبری نیست.»
از کلمات اعجابانگیز استفاده کنید:فرزند شما تا زمانی که کمی بزرگتر شود به طور کامل معنی «خواهش میکنم» و «متشکرم» را نمیآموزد اما از حالا این عادت را به او بدهید. میتوانید از راههای بامزه استفاده کنید. برای «خواهش میکنم» دستهایتان را روی قلبتان به صورت دایرهوار بکشید. برای «متشکرم» دستهایتان را روی لبهایتان بگذارید و به سمت فردی که میخواهید از او تشکر کنید دراز کنید.
3 تا 4 سال:این اولین دوره آموزش رفتارهای مودبانه به بچههایی است که میخواهند ادای بزرگترها را دربیاورند.
معاشرتهای ساده را دنبال کنید:تا 3 سالگی کودک باید قادر به خوردن با قاشق و چنگال باشد. حالا زمان اجرای اصول اولیه است: «از دستمال استفاده کن نه از آستینت»، «با دهان پر صحبت نکن»، «درست بنشین.» هر بار روی یکی دو رفتار تمرکز کنید و به این ترتیب او راحتتر به رفتارها عادت میکند. پلیس بازی درنیاورید و مدام سر فرزندتان داد نزنید.
کلمات مودبانه را زیاد کنید:با کودک خود کار کنید و از جملات بیشتری استفاده کنید مثلا اینکه «میشه یه خواهشی بکنم!» وقتی یادش رفت به او یک فرصت دیگر بدهید. به این ترتیب او فرصت دارد خودش را اصلاح کند. همچنین میتوانید تمام انواع معذرتخواهی را به او یاد دهید و وقتی به مهمانی میرود از میزبان و بچههایی که با او همبازی شدند، تشکر کند.
مهربان باشید:این به این معناست که فقط از کلمات محبتآمیز استفاده نکنید، بلکه با کودک صحبت کنید و به او یاد دهید در برخورد با دیگران چه کار کند. بنابراین خود به خود کلماتی را که باید استفاده کند، پیدا میکند.
5 تا 6 سال:این قبیل بچهها دوست دارند مدام رفتار خوبشان را به رخ بکشند اما نمیتوانند برای مدت طولانی این کار را انجام دهند آنها وقتی که تحت فشارند دیگر تحملشان را از دست میدهند.
براساس سنتان رفتار کنید:زمانی که با آنها صحبت میکنید یا جوابشان را میدهید یادتان باشد که شما بزرگسال هستید و باید براساس سنتان رفتار کنید. این از جمله مهارتهای اجتماعی بنیادینی است که کودک باید بیاموزد اما حتی بچههای با اعتماد به نفس هم چندان مشخص و واضح حرف نمیزنند.
وسط حرف نپرید:خبر خوب این که بچههای 6-5 ساله بالاخره آموختهاند که صبر کنند تا نوبت صحبت کردنشان برسد. حالا اگر بعضی وقتها یادشان میرود میتوانید برای آنها کلمات رمز یا نشانههایی در نظر بگیرید تا هر زمان لازم بود به او یادآوری کنید. وقتی با صبوری تحمل کرد و حرف نزد خیلی سریع به او توجه کنید. یادتان باشد کودکان در این سن بیشتر از 5 دقیقه نمیتوانند صبر کنند.
رفتارهای بیشتری را با او تمرین کنید:بچه ها در این سن خودشان را با دیگران مقایسه میکنند بنابراین میتوانید از این راه رفتارهای مودبانه بیشتری را با او تمرین کنید.
7تا8 سال:بچههای بزرگتر ظرفیت درک احساسات دیگران را دارند.
مهارت جواب دادن تلفن:از آنجا که این روزها بیشتر از موبایل استفاده میشود شاید بچهها کمتر با آداب تلفن صحبت کردن آشنا باشند. باید به او یاد دهید وقتی تلفن را برمیدارد سلام کند و اگر شما نمیتوانستید جواب دهید به او یاد دهید بگوید «ببخشید به مادرم بگم کی زنگ زده بود؟» یا «ببخشید میتونین پیغام بذارین؟»
بازیهایی که میتوانید انجام دهید:
کارت جایزه:لیستی از رفتارهای خوب را در یک جدول تهیه کنید. انداختن دستمال سفره روی پا، استفاده کردن از قاشق و چنگال، با دهان بسته غذا خوردن، با دهان پر صحبت نکردن. وقتی کودک یکی از این رفتارها را هنگام خوردن شام انجام داد به او یک کارت بدهید. هر چه تعداد این کارتها بیشتر شد، جایزه میگیرد.
شام راحت:به کودک قول دهید اگر برای چند روز پشت سر هم رفتار مناسبی انجام داد یک روز را تعطیل اعلام میکنید. او میتواند روی میز لم دهد یا با دهان پر صحبت کند یا حتی با دستش غذا بخورد. به این ترتیب او میفهمد که داشتن ادب چقدر مهم است.
مهمانی خیالی:یک بار میز را برای یک شام خیالی با وسایل پلاستیکی اسباب بازی بچینید. چراغ ها را خاموش کنید و روی میز شمع بگذارید و یک مهمانی خیالی ترتیب دهید. بچهها از این کار خوششان میآید.
تشکر کردن را تمرین کنید:بچهها همیشه کادوهایی برای تولد یا عیدی از والدین و دوستان میگیرند. هدیه هرچه که باشد نباید اگر و اما داشته باشد. به او یاد دهید همان لحظه تشکر کند و آن را به روز یا هفته بعد موکول نکنید. هرچه زودتر بهتر. به فرزندتان کمک کنید یک پیغام تشکر بنویسد و آن را با نقاشی تزئین کند. وسایل خانه را بردارید و کادو کنید و به فرزندتان بگویید که آنها را باز کند و درباره آنها هر چیزی که به ذهنش میرسد بگوید. چیزی مثل اینکه «مرسی برای این بسته دستمال کاغذی. این رنگ مورد علاقه من است.»
گفته کارشناسان و روان شناسان ، در چنین مواردی باید خیلی حساب شده و منطقی با بچهها صحبت کرد.. هیچگاه نباید برای هوشیار کردن کودکان قصههای ترسناک برای آنها تعریف کرد چون این داستانها بچهها را در وحشت و اضطراب رها میکند و هیچ راهحلی به آنها یاد نمیدهد. در این خصوص میتوان به 10 مهارت مهمی که پدران و مادران وظیفه دارند به فرزند خود آموزش بدهند، اشاره کرد.
1.احساس امنیت
باید به فرزند خود بیاموزید که هر انسانی حق و حقوقی دارد؛ از جمله حق نفس کشیدن، حق زنده ماندن و بسیاری حقوق دیگر. کودک باید بداند که حق امن ماندن و امنیت داشتن جزو حقوق طبیعی اوست و دیگران وظیفه دارند این حق او را به رسمیت بشناسند و رعایت کنند.
2.محافظت از بدن خود
کودک باید بداند که صاحب تمام بدن خود است و کسی حق ندارد بدون رضایت او و والدیناش، بدن وی را لمس کند.
3.کمک گرفتن از دیگران در برابر باجگیرها
افرادی که از بچهها باجگیری میکنند از لحاظ روانی افرادی ترسو هستند که در برابر جمع هراسان میشوند و پا به فرار میگذارند. باید به کودک خود آموزش دهید که در چنین مواردی از دوستان نزدیک خود کمک بگیرد و حتما مساله را با مسوولان مدرسه یا با پدر و مادر در میان بگذارد. البته حتما به کودک بگویید در مواردی که باجگیرها برای او تهدید جانی داشتند مقاومت نکند. گاهی بچهها از ترس اینکه به خاطر از دست دادن وسایلشان توسط والدین خود تنبیه شوند، به هیچ عنوان تسلیم نمیشوند و این بسیار خطرناک است.
4.گفتن حقیقت
اگر با فرزند خود مرتب صحبت کنید و همیشه به او یادآور شوید که پشتیبان همیشگی او در زندگی هستید، کودک هم یاد میگیرد مشکلات و رازهای خود را با شما در میان بگذارد و از شما کمک بگیرد.
5.مورد قبول قرارگرفتن
اگر فرزند شما مسالهای را که او را آزار میدهد یا باعث اضطراب او میشود برای شما تعریف کرد حتی اگر خیلی هم پیشپا افتاده بود هیچگاه به او نخندید یا واکنشی نشان ندهید که او احساس حماقت کند چون این کار شما باعث میشود کودک کمکم مشکلات خود را بروز ندهد و اگر زمانی مورد آزار و اذیت واقعی هم قرار گرفت با شما مشورت نکند.
6.راز دار نبودن
همیشه برنامههای تلویزیونی بچهها یا حتی خود والدین، کودکان را به رازدار بودن تشویق میکنند و به کودکان میآموزند این رازداری باعث اعتماد دیگران به آنها میشود اما باید به فرزندان خود تاکید کنید که هیچ رازی نباید بین آنها و افراد بزرگتر دور از چشم والدین وجود داشته باشد چون اکثر افرادی که کودک آزاری میکنند، به کودک میگویند بوسیدن یا تماس بدنی بین ما، رازی است که غیر از ما دو نفر کسی نباید آن را بفهمد.
7.مهارت «نه» گفتن
برخی والدین به فرزندان خود میآموزندکه همیشه باید به حرف بزرگترها گوش کرد و همیشه حق با بزرگترهاست اما در واقع، این آموزش کاملا غلط است و کودک باید یاد بگیرد که گاهی هم به خواستههای دیگران «نه» بگوید چون در غیر این صورت کودک خود را تسلیم هر نوع خواسته بیمارگونه و آزاردهندهای خواهد کرد.
8.مخالفت با تماس بدنی
هر کودکی باید بداند که هیچ کس حق ندارد او را به زور ببوسد یا در آغوش بگیرد. باید به فرزند خود بیاموزیم که اگر فردی او را مجبور به انجام چنین کارهایی کرد، حتما به پدر و مادر یا بقیه اعضای خانواده اطلاع دهد.
9.صحبت نکردن با غریبهها
کودکان هیچگاه نباید با افراد غریبه صبحت کنند یا هدیهای از آنها دریافت کنند حتی یک شکلات یا آدامس. البته به کودک خود آموزش دهید که گاهی استثناهایی هم وجود دارد. مثلا اگر در خیابان گم شد، باید پیش پلیس برود و از آنها کمک بخواهد.
10.قانونشکنی
به کودکان خود آموزش بدهید که در مواقع خطر اجازه دارند هر قانونی را زیر پا بگذارند. حتما به آنها بفهمانید که در شرایط بحرانی هر کاری برای نجات خود انجام دهند، با پشتیبانی کامل شما همراه است. مثلا میتوانند فرار کنند، خیلی بلند فریاد بکشند، دروغ بگویند و ...
یك روانپزشك، روش مورد تایید در تنبیه را روش محروم كردن دانست و افزود: میتوان كودك را از یك سری امتیازات مثل تماشای برنامههای تلویزیونی، رفتن به منزل دوستان یا خرید وسایل خوشحال كننده و... محروم كرد.دكتر قاسم دستجردی با بیان اینكه در هر خانه یك سری اصول كلی حاكم است كه باید از افراط و تفریط از آنها پرهیز شود، اظهار كرد: در تربیت كودك بعضی از خانوادهها آزادی كامل و مطلق را به نفع كودك میدانند ولی برخی دیگر سیستم استبدادی و قوانین زیاد و خشك بر كودك تحمیل میكنند كه هر دو روش اشتباه است.وی ادامه داد: بهتر است در خانواده یك سری اصول كلی و خط قرمزهایی براساس هنجاریهای آن خانواده وجود داشته باشد. همچنین والدین باید بر روی اصولی كه میخواهند فرزندشان تربیت شود توافق و ثبات داشته باشند و بین پدر و مادر دوساز ناهمگون زده نشود.وی با اشاره به اهمیت اصول مذكور در تربیت كودك افزود: همچنین والدین در موقعیتهای مختلف ثبات داشته باشند. به عبارتی دیگر اگر والدین در یك موردی قانونی بگذارند، نباید بطور دائم برای آن استثناء قائل شوند.دستجردی روشهای تربیت كودك را به دو دسته تنبیه و تشویق تقسیم كرد و گفت: تنبیه از نظر لغوی به معنی بیدار كردن، آگاهی دادن و آنچه كه در ذهن مساوی با ضرب و شتم برخوردهای تند است، میباشد.وی هدف از تنبیه را اصلاح، آگاهی دادن و هدایت كردن عنوان و اضافه كرد: هیچ وقت تنبیه به معنای خشم خود را فروشاندن، تحقیر كردن و اذیت و آزار طرف مقابل نیست و هرجا والدین احساس میكنند خود را تخلیه كرده و خشم خود را فرو مینشانند، این عمل به معنای تنبیه نیست. وی با بیان اینكه تنبیه الزاما فیزیكی نیست، گفت: در تربیت كودك اغراق نیست اگر بگوییم تنبیه فیزیكی جایی ندارد و چنانچه بعضی از والدین بخواهند جایی برای تنبیه قائل شوند آن را به عنوان آخرین گام بكار ببرند.این روانپزشك گفت: تنبیه فیزیكی نباید باعث درد و آسیب به كودك شود و هدف از این تنبیه آن است كه پدر و مادر با این روش ناراحتی خود را از رفتار كودك نشان داده و توجه وی را به بدی و زشتی رفتارش جلب كنند كه نهایتا میتواند در حد یك پشت دستی زدن یا آرام پشت باسن كودك زدن باشد.وی تنبیه كلامی را شكل دیگری از بروز تنبیه دانست و تصریح كرد: زمانی كه كودك رفتاری برخلاف هنجارهای موجود در خانه انجام دهد، پدر و مادر در حد كلامی با گفتن “از آن رفتار شما ناراحت شدم“، “از برخورد شما عصبانی هستم” یا “كار شما كار خوبی نیست” و در كنار آن اخمی كنند، ترش رویی كنند یا موقتا ارتباط عاطفی صمیمانه را كمرنگ كنند و لازم است در زمان انجام كارهای گفته شده، رفتار كودك مورد سرزنش قرار گیرد نه شخصیت وی.وی با تاكید بر كمتر استفاده كردن از تنبیه فیزیكی توصیه كرد: حتیالامكان باید موارد این نوع تنبیه زیاد نباشد؛ چرا كه اگر رفتار كودك را دائما سرزنش كرده یا به وی تذكر دهیم، اثر تنبیه كمرنگ میشود.دستجری خطاب به والدین توصیه كرد: از سرزنش شخصیت كودك و نسبت دادن صفات زشت به وی پرهیز كنید، وی را توهین و مسخره نكنید، با كنایه و طعنه با كودك حرف نزنید. همچنین جلوی دیگران بیش از حد از او انتقاد نكنید.وی در خصوص نكات قابل اهمیت در مورد تنبیه فیزیك و كلامی گفت: تنبیه باید كاملا متناسب با رفتار كودك باشد؛ به طوری كه نباید برای رفتاری كه خیلی بد نیست تنبیه بدی در نظر بگیریم. همچنین علت تنبیه مشخص باشد و علت آن برای كودك توضیح داده شود. همچنین بین تنبیه و رفتار كودك فاصله زمانی زیادی نباشد.این روانپزشك آسیب جسمی، افزایش خشونت، پرخاشگری و لجاجت، افت تحصیلی و تا حدودی بهره هوشی، احتمال مشكلات روانپزشكی مانند افسردگی، رفتارهای ضد اجتماعی و وابستگی به مواد را از عوارض تنبیه زیاد كودك عنوان كرد.وی همچنین افت اعتماد به نفس، ایجاد شخصیتهای منفعل و وابسته و عدم پرورش روحیه قاطعیت در كودك را از دیگر عوارض تنبیه فیزیكی یا كلامی زیاد دانست.وی گفت: در بعضی از موارد، رفتار منفی كودك را بر روی خود نیاورید كه این روش در اوایل شروع آن رفتار كاربرد دارد.این روانپزشك در پایان یادآور شد: در برخی مواقع بهتر است از روش تشویق استفاده كرد كه میتواند به شكلهای كلامی، رفتاری و خریدن هدیه و جایزه اعمال شود.
1) مناسب سن خودت رفتار کن!
گاه والدین به رفتار کودک انتقاد می کنند، زیرا آن رفتار تأثیر بدی بر بزرگترها داشته است. در صورتی که رفتار کودک، نشان دهنده احساس درونی اوست و والدین وظیفه دارند احساس کودک را درک کنند. کودک ۶ ساله ای که نمی داند چه می خواهد و گریه می کند ، یا کودک ۴ساله ای که از محدود شدن در صندلی اتومبیل ناراحت است و گریه می کند ، هر دو متناسب سنشان عمل می کنند؛ اگر چه ما انتظار داریم رفتار آنها ما را آزار ندهد. به جای اینکه به کودک بگویید "مناسب سن خودت عمل کن" بگویید: "به نظر میرسد خیلی عصبانی هستی"، "می دانم وقتی چنین اتفاقی برایت افتاده بسیار ناراحت شده ای" این جملات به کودک آرامش می دهد و شرایط را قابل تحمل خواهد کرد.
۲) شوخی کردم:
دست انداختن کودک اگر چه ظاهراً شرایط را شاد می کند ولی در واقع به شدت مخرب است. هنگامی که کودک عصبانی است، خندیدن به او باعث می شود احساس بدتری پیدا کند. شما به عنوان والدین کودک وظیفه دارید او را حمایت کنید نه اینکه باعث اذیت و آزار او شوید. اگر چنین منظوری ندارید هنگامی که کودک ناراحت است شاد نباشید.
۳) چـرا مـثـل ... نـیستی؟
با مقایسه کـودکـان، آنـهـا احـسـاس مـی کـنـنـد در مرتبه پایین تری قرار گرفته اند و این راه مناسبی برای وا داشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایین تر از دیگری احساس کند ، روحیه خود را می بازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.
۴) ندو و گرنه می افتی!
علی رغم تمام توجه شما به محافظت از کودک، به کار بردن این نوع جملات باعث می شود کودک بیفتد، زیرا به او القا می کنید منتظرید که او به زمین بخورد و این برای کودکی که تلاش می کند مستقل باشد بسیار مضر است. بهتر است در این موارد بگویید: "قبل از دویدن از محکم بودن بند کفش هایت مطمئن باش." در این صورت شما در مورد اشکال کفش صحبت کرده اید نه ناتوانی کودک.
۵) چی بهت گفتم؟
چرا سوالی را می پرسید که خودتان جواب را می دانید؟ انتظار دارید کودک چه پاسخی بدهد؟ وقتی میپرسید: لباست را کجا پرتاب کردی؟ لبخندی موذیانه می زند و می گذرد. اگر از رفتار او رنجیده اید بگویید: "من متاسفم که مجبورم برای بار سوم تکرار کنم که لباست را روی چوب لباسی آویزان کن."
۶) به تو قول می دهم که ... :
به کودکان باید نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. روابط ما با فرزندانمان باید بر اساس اعتماد و اطمینان باشد.وقتی پدر و یا مادر برای تأیید گفته خود مجبور است وعده بدهد، یعنی دارد اقرار می کند که "وعده داده نشده اش" اعتبار ندارد و قابل اعتماد نیست. وعده ها باعث می شوند که توقعات غیرواقعی در کودکان به وجود بیاید. وقتی به کودک وعده داده می شودکه او رابه باغ وحش ببرند، او آن وعده را یک تعهد به حساب می آورد و فکر می کند که براساس این تعهد، در روز موعود نه باران خواهد بارید، نه اتومبیل عیب و ایرادی پیداخواهد کرد و نه خود او مریض خواهد شد. از طرفی نباید از کودکان وعده گرفت که درآینده رفتاری خوب داشته باشند یا رفتار بدشان را اصلاح کنند. وقتی کودک وعده ای ناخواسته می دهد، وعده ای که متعلق به خود او نیست، در واقع چکی بانکی می کشد که در آن بانک اصلاً حساب ندارد. ما نباید مشوق و محرک این قبیل اعمال فریب آمیز باشیم.
۷) آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم؟
پدر یا مادری که در استفاده از سخنان نیشدار و طعنه آمیز استعداد ذاتی دارد، خطر و تهدیدی جدی برای سلامت روانی کودک به حساب می آید. این پدر یا مادر جادوگری است که از واژه ها استفاده می کند و با بیان این واژه ها، مانعی در برابر ایجاد ارتباط موثر برقرار می کند و مانع از پدید آمدن رابطه ای مثبت بین پدرومادر با کودک می شود. " آخر چند بار باید یک چیز را تکرار کنم ؟ مگر تو کری ؟ پس چرا گوشت به من نیست؟ ..." این پدرو مادرها شاید ندانند که سخنان طعنه آمیز و کنایه دار جملاتی هستند که برخوردی متقابل طلب می کنند. این پدر و یا مادر آگاه نیست که با این اظهار نظرهای توهین آمیز، کودک را تحریک کرده و ذهن او را از نقشه های خیالی انتقام، پر می سازد ودر نتیجه باعث مسدود شدن راه ارتباطی بین خود او و کودکش می شود.
چرا کودکان دزدی میکنند؟
کودکان به چند دلیل ممکن است گاهی وسایل و اسبابهائی را که مال آنها نیست، بدون اجازه بردارند. این دلایل، هم از کودکی به کودک دیگر و از شرایطی به شرایط دیگر فرق میکنند.
۱) گاهی والدین ناخواسته رفتارهای منجر به دزدی را تقویت میکنند. پدر و مادری که متوجه میشوند کودکشان بدون اجازه چیزی را برداشته است، باید تذکرهای لازم را همان موقع به کودک بدهند. برای مثال به او بگویند: ”این وسیله مال تو نیست و نباید آن را بدون اجازه برداری“ و یا ”آن وسیله را پس بده و عذرخواهی کن“ و یا ... .
۲) گاهی کودک با مشاهده رفتار اطرافیانش این عمل را یاد میگیرد. والدینی که وسایلی را بدون اجازه صاحبش بر میدارند، به نوعی موجب بدآموزی برای کودک خود میشوند. برای مثال، زمانیکه به رستوران و یا مکانی عمومی میروند اگر بدون اجازه وسیلهای را از آنجا بردارند و فرزندشان نیز شاهد این عمل باشد، بهطور حتم این کار را جایز خواهد شمرد و در آینده تکرار خواهد کرد.
۳) برخی کودکان چون هیچ پولی از خودشان برای خرج کردن ندارند، دزدی میکنند. گاهی کودک دوست دارد برای خودش چیزهای کوچکی مثل، بستنی، شکلات و یا بیسکویت بخرد، ولی پول ندارد. در این حالت اگر او پول نداشته باشد، ممکن است به سراغ کیف پدر یا مادرش برود.
۴) گاهی کودک برای رقابت بین همسالانش دست به دزدی میزند. برخی از کودکان دزدی میکنند تنها بهدلیل این که دوستانشان آنها را در گروه خودشان بپذیرند.
۵) گاهی دزدی کودک ناشی از مشکلات رفتاری ـ هیجانی کودک است. برخی از کودکان که دچار مشکلات مرزی هستند، دست به رفتارهای نابههنجار میزنند. برای مثال، کودکان عقبمانده ذهنی قادر به درک قوانین اجتماعی نیستند و ممکن است گاهی از فروشگاههای محلی چیزی بردارند.
پیشگیری
روشهای زیادی برای پیشگیری از دزدیهای کودکانه وجود دارد که والدین و اعضای خانوداهها میتوانند با استفاده از آنها، مانع از تثبیت اینگونه رفتارها در کودکانشان شوند. از جمله:
*علت اشتباه بودن عمل دزدی را برای کودک توضیح دهید.
والدین ابتدا باید اطمینان حاصل کنند که فرزندشان، ناشایست بودن عملش را فهمیده است. آنها میتوانند به این موضوع اشاره کنند که دزدی به مفهوم برداشتن وسیلهای است که متعلق به او نمیباشد.
* مفهوم مالکیت را به کودک یاد بدهید.
بهترین وقت یادگیری مفهوم مالکیت، زمانی است که کودکان هنوز کوچک هستند. پدر و مادر میتوانند با توضیح این مطلب که هر کسی وسایلی دارد که متعلق به خود اوست و نباید بدون اجازه آن را برداشت، سعی کنند معنی مالکیت فردی را به کودک بیاموزند.
برای مثال، والدین میتوانند از کودک بپرسند: ”اگر کودک دیگری اسباب بازی مورد علاقه او را بدون اجازهاش بردارد، چه احساسی پیدا میکند“، او هم همان احساس را خواهد داشت. مثالها و نمونههای دیگری هستند که پدر و مادر میتوانند با استفاده از آنها مفهوم مالکیت را به کودک بیاموزند. قرض گرفتن از کتابخانه و پس دادن مجدد آن، برداشتن شکلات و بستنی از یخچال فروشگاه و پرداختن پول آن به صندوق و ...
* به کودک بیاموزید که خواسته اش را با شما در میان بگذارد.
اگر کودک اسباب بازی، خوراکی و یا وسیلهای را میخواهد، به او یاد بدهید که خواستهاش را با شما در میان گذارد تا راه صحیح رسیدن به آن را به او یاد بدهید. برای مثال، اگر کودک از عروسک دوستش خوشش آمده است و میخواهد یک شب آن را از دوستش قرض بگیرد، این موضوع را صادقانه با او و یا با شما در میان گذارد تا شما چارهای برای او بیاندیشید.
* رابطه شفاف و صمیمانه با کوکانتان برقرار کنید.
والدین باید نهایت تلاششان را بکنند تا ارتباطی مؤثر و فعال با کودکان خود داشته باشند. کودکانی که از بودن با پدر و مادرشان احساس صمیمیت و نزدیکی میکنند، نسبت به کودکانی که این احساس را ندارند، تمایل بیشتری برای هماهنگ کردن خود با ارزشها و باورهای والدینشان دارند.
* رفتارهای صادقانه کودک را تحسین و تشویق کنید.
پدر و مادر باید از رفتارهای شایسته، مناسب و صادقانهٔ کودک حمایت و قدردانی کنند. اگر آنها اینگونه رفتارها را به موقع مورد تحسین خود قرار دهند، موجب تقویت و تکرار آنها در فرزندشان میشوند.
* کمکهای والدین و مربیان
هنگامیکه پدر و مادر و یا مربیان کودک متوجه عمل دزدی کودکشان میشوند، میتوانند با روشهای زیر برای رویاروئی با مشکل کودک استفاده کنند.
* آرام باشید.
در صورتیکه پدر، مادر و یا مربی متوجه رفتار ناشایست کودک میشوند، مهمتر از هر چیز آن است که رفتارهای هیجانی، تند و اغراقآمیزی از خود نشان ندهند. آنها باید به خاطر داشته باشند که همه کودکان گاهی وسایلی را بر میدارند که مال خودشان نیست. پدر و مادرهائی که در اینگونه شرایط بینهایت ناراحت و دلخور میشوند، ممکن است دچار افسردگی احساس گناه و شرمساری شوند و این حالت آنها بر عزتنفس کودک تأثیری منفی میگذارد. آنها باید بکوشند آرامش خود را حفظ کنند و روشی منطقی و سنجیده برای رویارو شدن با این رفتار کودک برگزینند.
*عکسالعملی مناسب و زود انجام دهید.
همانقدر که والدین نباید رفتاری هیجانی و تند از خود نشان دهند، همانقدر هم باید رفتاری مناسب و سنجیده ـ در آن لحظه ـ از خود نشان دهند. برای مثال، از کودک بخواهند آن شیء را پس دهد و عذرخواهی کند، یا برگردد و آن را سر جایش گذارد، یا ...
* پیامدهای رفتاری کودک را برایش توضیح دهید.
پدر و مادر باید پیامدهای رفتاری کودک را برایش بهطور واضح شرح دهند. برای مثال، اگر کودک بدون اجازه از فروشگاه شکلات برداشته است، از او بخواهند که برگردد، شکلات را پس دهد و از فروشنده عذرخواهی کند. گاهی عذرخواهی کردن برای کودک کاری سخت و دشوار است، اما بهتر است او را مجبور به این کار بکنید تا دوباره دست به انجام این کار نزند.
* تفاوت ”قرض گرفتن“ و ”دزدیدن“ را برای کودک شرح دهید.
”قرض گرفتن“ با برداشتن بدون اجازهٔ وسایل دیگران ”دزدیدن“ آن خیلی فرق دارد. سعی کنید تفاوت این رفتارها را برای کودک روشن سازید.
* بر رفتارهای کودک نظارت بیشتری داشته باشید.
والدینی که رابطه نزدیک و صمیمی با کودکانشان دارند، نسبت به والدینی که رابطهٔ دور و خشک با کودکانشان دارند، خیلی زودتر متوجه مشکلات رفتاری فرزندشان میشوند.
* علت دزدی کودک را پیدا کنید.
کودکان مختلف به دلایل مختلف هم دست به دزدی میزنند. به همین دلیل بسیار مهم است که والدین علت دزدی فرزندشان را بفهمند. اگر پدر و مادر از کودکی که چیزی را دزدیده است مستقیماً بپرسند که چرا این کار را انجام داده است، شاید پاسخی را که نیاز به شنیدن آن دارند ، از زبان کودک نشوند. برای همین بهتر است آنها خود به بررسی رفتارها و موقعیتهائی که در طول روز کودک در آن قرار میگیرد؛ با چه کسانی دوست است، چه نیازهائی دارد، کجا میرود و ... بپردازند. اگر والدین بتوانند علت اصلی دزدی کودک را پیدا کنند، قادر خواهند بود این رفتار کودک را اصلاح نمایند. برای مثال، میتوانند برای کودک مقداری پول تو جیبی مقرر کنند، یا برای انجام کارهای خانگی دشوار (مثل؛ کوتاه کردن چمنهای باغچه، چیدن علفهای هرز، مرتب کردن انبار و ...) به او اجرت دهند.
* کودک را وادار به قسم خوردن نکیند.
والدین نباید با رفتارشان، کودک را به سمت انکار واقعیت سوق دهند. اگر کودک با اصرار سعی دارد به شما بفهماند که او دزدی نکرده است، شما هم نباید با لجاجت زیاد او را وادار به راستگوئی کنید. در عوض به او بگوئید: ”امیدوارم اینطور باشد که تو میگوئی“ و اجازه دهید کودک، اعتماد شما را نسبت به خودش درک و احساس کند.
* به کودک کمک کنید راههای پول درآوردن صحیح را پیدا کند.
والدین باید اطمینان حاصل کنند که فرزندشان مقدار معینی پول برای خرج کردنهای شخصیاش در اختیار دارد. اگر کودکان آن قدر پول داشته باشند که بتوانند نیازهای کوچک روزانهشان را برطرف کنند، هیچگاه دست به ربودن اشیاء دیگران نمیزنند.
* کودک را بهدلیل اشتباهش شرمنده نکیند.
والدین نباید با سرزنش کردنهای مکرر کودک، او را دچار احساس گناه کنند. آنها همچنین نباید لقبها و برچسبهای ناروا به کودکشان بزنند. برخی از این روشها، شدیداً موجب کاهش عزتنفس کودک میشود. در عوض والدین میتوانند با رفتارهای خود به کودک نشان دهند که از کار او ناراحت شدهاند. آنها میتوانند برای او پیامدهای رفتار اشتباهش را توضیح دهند.
پايانبخشيدن به استرسهاي كودكانه
كودكان استرس والدين را احساس ميكنند و از آن رنج ميبرند. مطالعات انجام گرفته روي بيش از دو هزار كودك و بزرگسال نشان داده است 90 درصد كودكان از روي رفتار، مشاجرات و اختصاص ندادن زمان به كودك متوجه استرس والدين خود ميشوند و اين استرس در تعداد زيادي از آنها باعث ناراحتي، نگراني و نااميدي ميشود. همچنين آمار حاكي از آن است نزديك به يك سوم كودكان به دليل اين ناراحتي به سردرد يا دلدرد مرتبط با استرس نيز مبتلا ميشوند. اين در حالي است كه حدود 70 درصد والدين بر اين باورند كه نگراني آنها بندرت بر كودكانشان تأثيرگذار است. به گفته پژوهشگران كودكان واكنشهاي والدين هنگام استرس و نگراني را به خوبي درك ميكنند و همين واكنشها باعث ناراحتي و عصبي شدن آنها ميشود. اين تأثيرات گاهي آنقدر شديد است كه باعث بروز الگوهاي رفتاري طولانيمدت در آنها ميشود. علاوه بر اين استرس بر سلامت كودكان نيز تأثيرگذار است و احتمال ابتلا به بيماريهاي قلبي، ديابت و افسردگي را در آنها افزايش ميدهد. كنترل رفتار هنگام استرس از سوي والدين از جنبه تربيتي نيز حائز اهميت است زيرا كودكان رفتار والدين را الگو قرار ميدهند. از اينرو والدين بايد هنگام ناراحتي از فعاليتهاي سالمي مانند گوش دادن به موسيقي آرام، انجام حركات ورزشي و... براي كسب آرامش بهره بگيرند. بازي كردن با كودكان گزينه ديگري است كه به گفته روانشناسان احساس محبت را بين والدين و كودك بيشتر ميكند. روي آوردن به بازي با كودك هنگام ناراحتي از سطح استرس كم ميكند و سيستم عصبي را نيز آرامتر خواهد كرد.
چيدن پازل زندگي براي احساس امنيت كوچولو
ورود كوچولو به بيست و يكمين ماه از زندگي، سرفصل جديدي در زندگي او و والدينش محسوب ميشود. نوپا در اين سن مفاهيم متنوع و جالبي را آموخته و به تمرين مهارتها ميپردازد.
اكنون كوچولو توانايي بيشتري براي ترسيم خطوط عمودي و ربط دادن آنها پيدا كرده است. اكثر كودكان در اين سن به ابزار و اشياي كوچك علاقهمند هستند چرا كه آنها قادر هستند اجسام سبك و كوچك را برداشته و خم كنند و تحت تسلط خود دربياورند. از طرف ديگر كنجكاوي كوچولو براي كشف محيط اطراف و يافتن ماهيت اجسام مانند شكل، بو، اندازه، صدا، رنگ و حتي خاصيت آنها بيشتر شده و از حواس مختلف بهره ميجويد تا هر چه سريعتر ماهيت اجسام را كشف كند.
تمرين زبان مادري
برخلاف ماههاي گذشته، نوپاي 21 ماهه صبورتر شده و ممكن است در روز چند دقيقهاي را آرام روي صندلي نشسته و به تماشاي كتاب قصههاي عكسدار بپردازد. پازلهاي كوچك 3 يا 4 قطعهاي بهترين سرگرمي براي كودك در اين سن خواهد بود. او تمام تلاش خود را ميكند تا قطعات را در محل مناسب قرار داده و والدين خود را شگفتزده كند. تماشاي لبخند و شادي و برق رضايتمندي در چشمان كوچولو پس از كسب اين موفقيت بزرگ ديدني است. از آنجايي كه نوپا در اين سن به تماشاي كتاب قصهها علاقه زيادي پيدا كرده و از والدين خود ميخواهد تا برايش قصه بخوانند، انتخاب كتاب قصههاي مناسب با سن، جنسيت و رشد ذهني كودك در پرورش رشد شناختي و ارتقاي بهره هوشي او مؤثر است. توصيه ميشود پس از خواندن كتاب از كودك بخواهيد تا با اشاره دست شخصيتهاي داستان را به شما نشان دهد. كتابهاي علمي كه به تشريح اعضاي بدن يا معرفي حيوانات ميپردازد متناسب سن كودك 21 ماهه است. تحقيقات نشان ميدهد، والديني كه هنگام صحبت با كودك نوپاي خود، از جملات كامل با رعايت نكات دستوري و واژگان متنوع استفاده ميكنند و بهطور مستقيم و واضح با فرزندان خود صحبت ميكنند، به يادگيري سريعتر و بهتر زبان مادري فرزندان خود كمك ميكنند. آموزش واژگان و جملات در قالب سرودهاي كودكانه يا بازي با انگشتان دست، نه تنها باعث تقويت مهارت گفتاري و كلامي كودكان خواهد شد بلكه محرك مناسبي براي رشد فكري و مهارتهاي تفكري آنها محسوب ميشود.
فراگيري مهارتهاي حركتي
كوچولو در 21 ماهگي به خوبي تعادل خود را حفظ كرده و مهارت بالا رفتن يا پائين آمدن را آموخته است. اسباببازيهاي ايمن موجود در شهربازي به كوچولو كمك ميكند تا حركت تعادلي و مهارتهاي حركتياش را بهبود بخشد. تهيه يك سرسره پلاستيكي كوچك يا قرار دادن چند بالشت كوچك در اتاق به كوچولو كمك ميكند تا مهارت بالا رفتن و برقرار كردن تعادل را تمرين كند. مشاركت در كار منزل از ديگر سرگرميهاي كوچولو در 21 ماهگي است، اكثر كودكان در اين سن علاقهمند هستند تا در چيدمان و نظم اسباب منزل به والدين خود كمك كنند. وسايل بازي و لباسهايشان را در كمد گذاشته، دستهاي خود را شسته و خشك كنند، دندانهايشان را با كمك والدين مسواك بزنند و لباسهايشان را بپوشند. بايد توجه داشت، كودك در اين سن مفهوم انتخاب را ميداند و بايد به او كمك كرد تا هنگام انجام برخي فعاليتها تصميم بگيرد تا مهارت تصميمگيري و تفكر صحيح در او تقويت شود. براي نمونه از او خواسته شود تا هنگام پوشيدن لباسها، كلاه يا شلوار مورد علاقهاش را از ميان ديگر لباسها انتخاب كرده يا هنگام صرف صبحانه مرباي دلخواهش را انتخاب كند.
برنامهريزي
نوپاي 21 ماهه از نظم و برنامهريزي والدينش احساس امنيت كرده و لذت ميبرد. در خانوادههايي كه وقت معيني را صرف غذاخوردن كرده و براي خواب كودك يا بازي او ساعت مشخصي تعيين ميكنند احساس امنيت و نظم بخشي فكري كودك تقويت ميشود. از طرفي ديگر زماني كه كودك بداند، هر روز چه برنامهاي دارد و در ساعات مشخص انتظارات والدين خود را درك كند، مقاومت او در برابر والدين كمتر خواهد شد. بسياري از كودكان به تغذيه با شيشه شير عادت كرده و تمايلي به ترك آن ندارند. اين در حالي است كه متخصصان توصيه ميكنند بهترين سن براي ممنوع كردن كودك از تغذيه شير به وسيله شيشه قبل از 2 سالگي او است. در صورتي كه كودك 21ماهه شما هنوز به تغذيه با شيشه شير عادت دارد، بهتر است گام به گام و در چند مرحله به نوپا كمك شود تا اين عادت را ترك كند. در اولين مرحله بهتر است مطابق با سليقه كودك براي او فنجاني در ابعاد كوچك با نقشهاي كودكانه خريداري شود و در برخي از وعدهها جايگزين شيشه شير شود. از طرف ديگر بهتر است استفاده از فنجان به جاي شيشه شير ابتدا در وعدههاي صبحانه و ناهار انجام شود تا كودك قبل از خواب نيز به روش تغذيهاي جديد عادت كند. مسواك زدن دندانهاي كودك حداقل يكبار در روز نيز توصيه ميشود. به عقيده محققان مسواك زدن قبل از خواب احتمال پوسيدگي دندان و اختلال در رشد دندانهاي شيري كودك را كاهش ميدهد. از آنجايي كه كودك براي كشف محيط پيرامون، بازي و فعاليت در اين سن انرژي بيشتري نياز داشته و در آستانه دومين سال از تولد، مهارت غذاخوردن را نيز به خوبي آموخته است، توجه به نيازهاي تغذيهاي او كه با گذشته متفاوت است، بيش از پيش احساس ميشود. اكنون بهترين زمان براي پر كردن بشقاب غذاي كودك از موادغذايي پرارزش و رنگارنگ است چرا كه او مشتاق چشيدن و تجربه كردن طعمهاي جديد و متفاوت است. در صورتي كه قرار دادن موادغذايي سالم و سرشار از ويتامين و مواد پروتئيني در سفره غذايي كودك در وعدههاي مختلف بارها و بارها تكرار شود، كودك به آن عادت كرده و كمتر به مصرف غذاهاي فاقد ارزش و تنقلات روي ميآورد. در صورتي كه كودك 21 ماهه شما به مصرف موادغذايي كم ارزش مانند كيك و شيريني يا تنقلات تمايل بيشتري نشان ميدهد و از خوردن غذاهاي سالم اجتناب ميورزد، بهتر است از موادغذايي غني شده مانند شكلاتها يا آبنباتهاي غني شده با موادمعدني سالم استفاده شده يا هنگام تهيه شيرينيها يا كيكهاي خانگي از موادغذايي سالمي مانند روغن زيتون، پروتئين سويا يا شير سويا و... استفاده شود.


تربیت و روان شناختی کودک 