تولد نی نی
یه تیکه سلام ، دو فنجون مکث ، یه لحظه سکوت ، به احترام آرزوهامون 
از همون روزهای اول که تو به اندازه یه موجود کوچولو در وجود من شکل گرفتی فهمیدم که خدا خیلی بزرگتر از اونیه که ما حسش میکنیم وقتی اولین ضربه ها رو با دستها و پاهای کوچولوت به من میزدی رنگ خوشبختی رو چشیدم .
منو بابایی روزها و ماهها رو میشمردیم تا توی فسقلی رو ببینیم. 1 ماه، 2 ماه، .... 

![]()
سلام سلام موش موشی
نیستی ، کجایی ، کوشی؟
دلم شده قلمبه
نکنه تویی که توشی 
تو روزهایی قشنگ پاییزی یه روز صبح که نسیم ملایمی صورتم رو نوازش میکرد و از صمیم قلبم احساس میکردم که تو بهترین روز زندگیم هستم پا به دنیایی گذاشتم که فرای تصور من بود و توی اون دنیا خدای بزرگ تو فرشته نازنینم رو از میون هزاران فرشته کوچولو به من و بابایی هدیه کرد. .gif)
.gif)
حالا به تو میگم ای زیباترین هدیه خدا به دنیا خوش اومدی 


هیچی جای اون لحظه رو نمیگیره که وقتی برای اولین بار صورت خوشگل و نازت رو فقط خودم به تنهایی دیدم! مامان بزرگ و خاله و بابایی پشت در انتظار میکشیدن
قیافه بابایی پشت در دیدنی بود
دریغ از اینکه من یه دستی زدم
و تو کوچولوی نازم رو دیدم و این اولین اشک شوقی بود که برای تو ریختم و تازه فهمیدم که دیگه یه مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادرم، مادر 



تولد نی نی 
