خاطرات شیرین مامان
اولین خاطره مربوط میشه به وقتی که من فهمیدم شما را باردارم اونوقت بابایی رفته بود مسافرت و منم از بیبی چک استفاده کردم اونم نه یه بار بلکه شش بار لابد از ذوقم بود دیگه 

حالا خجالتم ندید دیگه !

دومی مربوط میشه به وقتی که من شما رو 8 ماه باردار بودم امام رضا ما رو طلبید و منم از خانم دکتر اجازه گرفتم و من و شما و بابایی به همراه خاله، مامان بزرگ و بابابزرگ با قطار راهی سفر شدم خیلی گذشت. تو وروجک ناقلا از زمانی که هنوز پا به دنیا نذاشته بودی ددیی بودی

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطرات شیرین مامان
