دُریس دُریس ، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره

دریس فرشته کوچولوی من

ای کاش سنگ بشی اما مادر نشی(منو غم تو)

1392/9/27 9:41
نویسنده : مادر
466 بازدید
اشتراک گذاری

وقتی خدا تو کوچولوی نازنازی رو به دستان منتظر من هدیه کرد بغل 

خیلی خوشحال و خرسند بودم نیشخند پنج روز اول همه چی خوب بود ماچ

امــــــــــــــــــــــــــــــــــــا روز پنجم بود که دخترخاله سعیده اینا اومدن دیدن تو و به من گفتن به نظر میاد پوستت خیلی زرده نگران 

منم گفتم دکتر چیزی بهم نگفته همه چی خوبه لبخند niniweblog.com

اما اون گفت اگه نظر منو بخوای یه آزمایش بده تا مطمئن بشی سوال

منم قبول کردم متفکر رفتیم همون شب دکتر و از شما آزمایش خون گرفتن الهی بمیرم واسه اون دستای کوچولوت که یادش می افتم خون به جگر میشم نگرانگریهنگران کلی پشت در گریه کردم واسه اینکه از تو خون بگیرن آخه با مامانی رفتی واسه آزمایش....چشم

خلاصـــــــــــــه ساعت یک نصفه شب بود niniweblog.comخمیازه ،جواب حاضر شد و شما 22% زردی داشتی تعجب ، ای وای بر من استرس 

بستری شدی و صبح دکتر گفت باید خونت عوض بشه کلافه عصبانی

وقتی صدای گریه هات به گوشم میرسید ناراحتفقط به خودم میگفتم به جاش حالش خوب میشه خداجون کمکش کنلبخند

اومدی از اتاق بیرون و دیدم چشمای قشنگت که از زردی زیاد نارنجی شده بود دوباره میدرخشید زبان و من شاکر خدا بودم که یه بار دیگه تو رو بهم بخشید  niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)