استعدادهای جدید فینگیلی در پاییز 1392
دختر هنرمند من تازه یاد گرفتی که نقاشی بکشی
؛ ![]()
دستمال برمیداری و پارکت خونه رو تمیز میکنی ![]()
شبکه تلویزیون رو عوض میکنی درست مثل ادم بزرگها اونم یه دستی ![]()
عاشق پریز برقی من فکر کنم مهندس برق و الکترونیک بشی ![]()
برات یه تاب خریدم سوار که میشی
مثل گروه کر شروع میکنی به آواز خوندن .gif)
یک ساعت میشینی و با عروسکهات بازی میکنی ![]()
![]()
قابلمه رو میزاری جلوی دستت و شروع میکنی به زدن آهنگ
اونـــــــــــم چه آهنگی مخ آدم رو میبری 
یه توپ بادی بزرگ داری دو برابر خودت خیلی دوستش داری همش با اون بازی میکنی ![]()
هر وقت من آییـــــــــنه میگیرم دستم تو زودتر از من وسایل آرایشی رو برمیداری و میزنی به لپــــــــــــــــات ![]()
یه جلوپادری داریم تا چشمات بهش می افته از وحشت دو تا پا قرض میگیری و فرار میکنی .gif)
ولی وقتی تنها باشیم یعنی خاله و مامانی اینا نباشن قیافه ات دیدنیه ![]()
مامانی از دستت آسایش نداره آخه تمام گلدونش رو خراب کردی و برگهاش رو کندی ![]()
جالبترین قسمت اینه که میری تو اتاق تاریک در هم میبندی و میشینی اون تو ![]()
امان از موقعی که ببینی کامپیوتر روشن حس مالکیتت گل میکنه و زودتر از ما پشتش و پدر کیبورد رو در می آری
قیافه خاله هم دیدنی میشه ![]()
قربونت برم الهی
دیدی چقدر هنر داری برو حالش رو ببر اینجا دقیقاً یکسال و یکماه و سیزده روزته که این همه بلایی


استعدادهای جدید فینگیلی در پاییز 1392
