دلبندم به خاطرت گهگاهی مینویسم تا بخوانی
برای من همین کافیست...
اگر روزی بر این خط و بر این دفتر نظر دوزی...
بخندی و به دل گویی کجایی یار دیروزی...
تنها امید زندگیم شدی قربون اوس کریم برم
که رحمتش شامل حال من شد وقتی غروب میشه و راه میافتم که بیام خونه قدم هام و نفس هام به خاطر تو عزیز دلمه. روز که نمیبینمت غم عالم تو دلم خونه میکنه
یه مدت کوتاهی درگیر کار بودم اما امروز اومدم تا دوباره بنویسم. مینویسم از تو و از وجود فرشته بودنت روی زمین تا یه روزی بخونی و ببینی چقدر شیرین و معصوم بودی 
یه چند وقته که موش موشی میشی الهی من قربون اون صورت مثل ماهت برم خودتم که خودت رو ببینی خندت میگیره 


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دلبندم به خاطرت گهگاهی مینویسم تا بخوانی
