دُریس دُریس ، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره

دریس فرشته کوچولوی من

dont forget

    انسان های ضعیف انتقام میگیرند...                                         انسان های قوی میبخشند...                                                     انسان های باهوش نادیده میگیرند... ...
14 ارديبهشت 1393

با تو بودن

دلبندم؛ نگاهت که می کنم چیزی مرا از " نداشـتـن " ها جدا می کند با تـــو که می خـندم قفل های این روزها باز می شوند در تـــو كه می میرم جاودانگی ، ترانه ی مرغان خوشخوان روزگارم می شود چه خوش اتفاقی ست بــا تـــو بــودن عاشقانه که صدایم می کنی نامم دل انگیــزترین آوای دنیــا را به خود می گیرد     ...
14 ارديبهشت 1393

آپــــــــــــو و بع بعــــــــــــی

الان یکسال و پنج ماه و ده روزه شدی امروز من و دخملی رفتیم پارک البته از امروز منظورم امشب بود چون شما دلت گرفته بود و هی بهونه می آوردی منم دلم طاقت اشکهای نازت رو نداشت و منو شما تنهایی ساعت ٩.٣٠ شب رفتیم پارک اونجا یه سگ کوچولو دیدیم و تو خیلی ذوق کردی داشتی بلند بلند میخندیدی که من بهت گفتم: دریس جونم  بگو هاپو ! و در کما ناباوری تو گقتی : آپو بهت میگم بع بعی میگه ! میگی: بع بع میگم دنبه داری: میگی: نه نه میگم: پس چرا میگی میگی: نه نه توجه کردی دوبار تکرار میکنی نه نه ...
1 ارديبهشت 1393

بهار 1393

شیشه عطر بهار، لب دیوار شکست و همه جا پر شد از بوی خدا. همه جا آیت اوست. پیام مادرانه: سایه حق، سلام عشق، سعادت روح، سلامت تن،سرمستی بهار ،سکوت دعا، سرور جاودانه.   این  است هفت سین من به تو دختر نازنینم  بهار ثانیه ثانیه می اید… و تو روز به روز همچون شکوفه ای بهاری میشکفی و در هر ثانیه این لحظه ها  اینجا کسی هست که به اندازه شکوفه های بهاری برایت آرزوهای خوب دارد… با همه خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت و امسال دختر نازنیم دومین بهار رو دید در سال ٩٣ شما ١٦ ماهه هستی. عزیزکم دلب...
20 فروردين 1393

کلاغه میگه قارقار

سلام دریس جونم از دیشب یعنی وقتی ١ سال و ٥ ماه و ٢ روزت بود یاد گرفتی بهت میگم کلاغه میگه:.. تو هم میگی: قاقا ...
20 فروردين 1393

نامه مادرانه من به خدا

خدایا دعا میکنم ملوسکم هیچ گاه غروب نداشته باشه. خدایا هرگز در   زیبایش عشق  نباشد. خدایا هرگز    زیبایش برای هیچ چیز و هیچ کس دراز نباشد. خدایا هرگز از مهربانش خوبی و مهربانی پر نکشد.  خدایا  تا ابد شادی در آسمان دخترم سوسو  بزند تا همگان به این شادی خیره بمانند. خدایا جاده سبز خوشبختی و سربلندی را بر پله پله زندگیش اش روا دار. بار الهی مهر و عطوفت در زندگیش لانه کند و هرگز رخت بر نبندد.  خداجونم از   دخترکم  ارامش را دریغ نکن. (آمین)   ...
28 اسفند 1392

هنرهای خانم کوچولو

فدات بشم الهی عزیز دلم ، دلبندم اینقدر شیرین زبون و خوردنی شدنی که نگو و نپرس؟! به "عمو" میگی "عفو" میگم چند تا دوسم داری؟ میگی "دَتا" وقتی در اتاق بسته باشه دو انگشتی در میزنی و صدام میکنی وقتی سرفه یه گریه میکنی دستت رو میذاری جلوی دهنت،‌الهی قربون اون ادبت بشم من دیشب خیلی گرسنه بودی و وقتی کاسه سوپ رو دیدی  میکردی منم گرفته بود اخه واسه شکم اینقدر گریه کردن عجیب بود، ماشالله دو تا کاسه بزرگ سوپ خوردی جالب اینجاست که غر هم میزدی راستی الان که یکسال و چهار ماه و سیزده روزت شده ١١ کیلو وزن و ٧٨ سانتی متر هم قد داری ...
28 اسفند 1392

3 روز آخر سال

سلام خوشگل مامان      الان که این پست رو میخونی  ١.٥ بعداز ظهر روز اسفندماه ١٣٩٢ این دمه عیدی هوا بارونی شده  و یه  روز مونده تا تحویل سال ١٣٩٣ و دردونه ناز من مریض شده هنوز سال نو نشده تو عیدی ات رو جلوجلو از بهار گرفتی و سرما خوردی    دیروز بردمت دکتر و کلی دارو   بهت داده انقدر دلم برات کباب میشه   دارو که میخوری خوابت میگیره  اما از اونجایی که خیلی شیطون و بلائی   هی میدوئی اینور و انور بعد از رمق می افتی و ناله میکنی     دماغت قرمز شده  و چون تب داری چشمای نازت کوچولو شده منم از شما فینگلی س...
26 اسفند 1392

خوشگل بلا

روز به روز با بزرگ شدن شما من به بزرگی خدا بیشتر پی میبرم تازگی ها اینقدر بلا و شیطون شدی که دوست دارم بخورمت به کره میگی "کگه" هر آقایی رو میبینی  بهش میگی بابا به تی میگی "دی" کافی بهت بگن دماغت کو ؟ اونوقته که انگشتت میره تو دماغت حالا بیا و ببین بهت میگم:  خوشگلم کیه؟ تو هم میگی من من ، نازه من کیه؟ من من، جیگرم کیه؟ من من   ...
18 اسفند 1392